عز الدين حسينى زنجانى
56
راه رستگارى (كند و كاوى در باب ايمان و اسلام) (فارسى)
1 . آيا مراد از اسلام در آيهء فوق معناى اصطلاحى آن است ؟ يعنى مجموع عقايد و اعمال و وظايف خاصّى كه مسلمانان از آن پيروى كرده و به آن گرويدهاند ؛ همان چيزى كه در برابر آيينهاى يهود و مسيحيّت قرار دارد . يا مراد از اسلام معناى لغوى آن است ؟ از ظاهر بيان علّامه مجاهد شيخ جواد بلاغى در تفسير آلاء الرّحمن ، برمىآيد كه مراد از اسلام در اين آيه ، مفهوم اصطلاحى آن است ، زيرا در بيان اين كه چرا دين خدا همان اسلام است ، مىفرمايد : اسلام همان دين فطرت است و بخش اعتقادى آن سراسر مقرون به دليل عقلى و دعوت به تفكّر و انديشه در گسترهء وسيع وجود ، تجلّى كرده است . دينى است كه دعوت انبيا و پيامبران و تصريحهاى كتب آسمانى به حقانيّت آن گواهى مىدهد و علىرغم تحريف تورات و انجيل در اين دو كتاب هنوز هم شواهدى موجود است كه به وسيلهء آنها مىتوان به صحّت و اصالت اسلام استناد نمود . « 1 » ليكن حق اين است كه آيهء مذكور در مقام احتجاج بر يهود و نصارا و مشركان است ، بنابراين ، خداوند در اين آيه و آيات ديگر ، در مقام استدلال ، معيارى را ارائه مىدهد كه بر اساس آن اهل كتاب مُلزم به اقرار شوند و حجّت بر آنان تمام شود و روشن گردد كه اختلاف آنان نه از راه دليل و برهان يا تمام نبودن حجّت است ، تا در مخالفت خود بر راه صواب بوده و يا معذور باشند ، بلكه از راه بغى و گردن كشى است . بنابراين ، واژهء « اسلام » در چنين مقامى نمىتواند به معناى اصطلاحى آن باشد ؛ زيرا اين مصادره به مطلوب خواهد بود . آيا درست است كه آنها مدعى داشتن دين خدا باشند و قرآن نيز در مقام استدلال بگويد : دين اسلام همان دين خداست ؟ نه ! بلكه جملهء كوتاه « إِنَّ
--> ( 1 ) . بلاغى ، تفسير آلاءالرّحمن ، ص 265